Sunday, May 27, 2007

اندازه گیری نوآوری- چهارم

آخرین سنجه ای که پژوهشگران برای نوآوری به کار می برند نظر متخصصین هر بخش صنعتی است. این نظر می تواند در یک نشریه تخصصی بیان شده یا از راه نظر سنجی بدست آمده باشد. این سنجه اگر چه تا حدی کیفی است اما پژوهشها نشان داده است که گاهی کارآمد ترین سنجه نوآوری است. باید پذیرفت که از این سنجه در نمونه های بزرگ نمی توان استفاده کرد، هزینه بر است و به دلیل نا همگونی دیدگاه های شخصی در باره نوآوری، گاهی همگنی اش آسیب می بیند. شاید پژوهشهای موردی بهترین جایگاه برای استفاده از این سنجه باشد
خوب این هم از آخرین سنجه، از پست بعد درباره دانش و نوآوری می نویسم

Wednesday, May 16, 2007

اندازه گیری نوآوری- سوم

راه سوم برای اندازه گیری نوآوری پرسش مستقیم از سازمان است. سنجه ای که این روش به دست می دهد می تواند کمی یا کیفی باشد. در پرسشنامه هایی که تهیه می شود می توان از نوآور بودن یا نبودن سازمان، تعداد نوآوری، اهمیت نوآوری برای سازمان و بازار، انگیزاننده ها و باز دارنده های نوآوری و هزینه پژوهش سازمان پرسید. این روش می تواند برخی کمبود های دو سنجه پیشین را جبران کند. می توان امید داشت که در این روش هیچ نوآوری از قلم نمی افتد. همیچنین این روش می تواند اطلاعات بیشتری از سازمان و نوآوریش در اختیار پژوهشگر قرار دهد. اما این روش هم به دور از ایراد نیست. نخستین ایراد این روش هزینه بر بودن آن است. ایراد دومش همگن نبودن سنجه های بدست آمده است. دیدگاه سازمان ها به نوآوری همسان نیست و این می تواند همگن بودن پاسخ ها را به هم بزند. سومین ایراد به ناکارآمدی پرسشنامه بر می گردد. سازمان ها معمولا از پاسخ دادن به پرسشنامه های این چنینی سر باز می زنند و یا به همه پرسش ها پاسخ نمی دهند. در برخی از کشورها قوانینی به تصویب رسیده است که سازمان ها را موظف به پاسخگویی به چنین پرسشنامه هایی می کند و در مقابل پژوهشگران را موظف به سری نگه داشتن پاسخ ها می داند

Sunday, May 06, 2007

اندازه گیری نوآوری- دوم

سنجه دوم که پس از گواهینامه نوآوری بیشترین کاربرد را در اندازه گیری نوآوری دارد بودجه پژوهشی سازمان است. ناگفته پیداست که بودجه پژوهشی (یا همان هزینه تحقیق و توسعه) ستاده فرآیند نوآوری نیست اما می تواند نشان دهنده گرایش سازمان به نوآوری باشد. این سنجه می تواند نوآوری هایی را که ثبت نمی شوند پوشش دهد. سازمانهایی که وارد بورس می شوند باید بودجه پژوهشی خود را گزارش دهند و این، دسترسی به آن را برای پژوهشگران آسان می کند. اما ایرادهایی که بر این سنجه می توان گرفت کم نیستند. یکم این که سازمان ها از گزارش دادن این بودجه رویگردانند. آنها نمی خواهند گرایش های راهبردی شان در بازار رو شود. دوم این که بسیاری از نوآوری ها نتیجه بودجه پژوهشی نیستند و این سنجه توان پوشش دادن آنها را ندارد. ایراد سومی که می توان شمرد چشم بستن این سنجه بر کارایی بودجه پژوهشی است. پژوهش ها نشان دهنده رابطه تنگاتنگی بین اندازه سازمان و بودجه پژوهشی آن است اما چنین رابطه ای بین اندازه سازمان و تعداد گواهینامه نوآوری برقرار نیست. بخشی از این ناهمخوانی را می توان به کارایی بودجه پژوهشی نسبت داد
خوب این هم سنجه دوم و این پست، تا پستی دیگر و سنجه ای دیگر بدرود