Friday, April 28, 2006

سیستمهای فن آوری-بخشی نوآوری

باید به خاطر دیر به دیر نوشتنم پوزش بخواهم. ولی چون این وبلاگ خواننده زیادی ندارد (شما بخوانید خواننده ندارد) از این کار چشم پوشی می کنم. اصلا همین می تواند بهانه ای باشد برای ننوشتن. خوب امروز می خواهم در مورد نوع دیگری از سیستمهای نو آوری بنویسم. سیستمهای فن آوری-بخشی نوآوری1
چکیده سخنان پژوهشگران این سیستمها این است که ساختار نوآوری در بخشهای مختلف اقتصادی به دلیل تفاوت در ماهیت فن آوری آنها متفاوت است. اگر بگوییم واژه کلیدی همه پژوهشها در این زمینه دانش است بیراه نگفته ایم. ماهیت دانش براندازه وقابلیت جابجایی آن تاثیر می گذارد و این دو گزینه ساختار نوآوری را تعیین می کنند. هر چه دانش مورد استفاده در یک بخش پیچیده، مبهم (ضمنی)، ذخیره پذیر(جمع پذیر) و قابل حفاظت(2) باشد نوآوری در آن بخش اقتصادی متمرکز تر است. این تمرکز می تواند جغرافیایی یا سازمانی باشد. چرا؟ چون دانشی با این ویژگیها با دشواری و تنها در فضایی محدود می تواند جابجا شود. چنین دانشی بیشتر از راه کار آموخته می شود(3)، در سازمانها و به ویژه در نیروی انسانی ذخیره می شود و از طریق جابجایی نیروی انسان و ارتباطات رودررو(4) انتقال می یابد. تا دید سیستمی نیز در این زمینه نادیده نماند مجموعه ای از خریداران، عرضه کنندگان، دانشگاه ها، موسسات مالی و دولت در زنجیره تولید و توزیع دانش نقش دارند. اما هیچکدام از اینها در ساختار نوآوری به اندازه ماهیت دانش موثر نیستند. البته اخیرا دو عامل اثر گذار دیگر در این سیستمها مطرح شده است: ماهیت تقاضا و چرخه عمرفن آوری (5). امیدوارم در آینده بتوانم در مورد هر یک از اینها توضیح بیشتری بدهم. فکر می کنم نوشته هایم کمی کلی و حسته کننده است از پست بعد می خواهم به صورت پراکنده ولی جزیی در مورد نوآوری و مباحث آن بنویسم. پس تا دیدار بعد
1- techno-sectoral SI
2- complex, tacit, accumulable & appropriable
3- learning by doing
4- face to face
5- demand & life cycle of technology

Friday, April 14, 2006

سیستمهای نوآوری با مرزهای جغرافیایی

دانش ما در مورد سیستم ها، به یادمان می آورد که هر سیستمی با اجزای تشکیل دهنده و ارتباط بین آنها هویت می یابد. پژوهشگران سیستمهای نوآوری نیز به دنبال پیدا کردن چنین هویتی برای این سیستمها هستند. فریمن[1]، لاندول[2]، نلسون[3] و بسیاری دیگر مرزسیستمهای نوآوری را شبکه هایی می دانند که در یک محدوده جغرافیایی به تولید، بهبود و توزیع فن آوری نو می پردازند. پاویت[4] اجزای این سیستم ها را نهادها (سازمانهای نوآور، دانشگاهها و سازمانهای پژوهشی، سازمانهای آموزشی و دولت با ابزار مالی اش)، انگیزه های[5] این نهادها و شایستگی هایشان[6] می داند. مرز جغرافیایی یک سیستم نوآوری می تواند مرزسیاسی کشور باشد (سیستم نوآوری ملی[7]) یا به منطقه ای از کشور محدود شود (سیستم نوآوری منطقه ای[8]). ذره بین پژوهشگران نوع اول بر ویژگی های فرهنگی کشور و سیاستهای صنعتی دولت وذره بین پژوهشگران نوع دوم بر نزدیکی جغرافیایی و انتقال دانش متمرکز است. باز هم باید وعده پست بعد را بدهم چون از پست طولانی خوشم نمی آید. تا هفته بعد
1- Freeman (1987)
2- Lundvall (1992)
3- Nelson (1993)
4- Pavitte (1994)
5- Incitations
6- Competence
7- National IS
8- Regional IS

Tuesday, April 11, 2006

سیستمهای نوآوری

اگر کسی به شما بگوید که نوآوری در برخی کشورها بیشتر از کشورهای دیگر بروز می کند شاید شما به طعنه از وی بخواهید که چشم بسته غیب نگوید. حتی اگر وی سطح مقایسه خود را تا صنایع یا فن آوریها پایین آورد باز هم شاید به نظرشنونده ایده اش قابل توجه نباشد. حال اگراو یک چرا به اول این غیب گویی بیافزاید و جمله اش را سوالی کند موضوع کمی برای شما جالب می شود. در کنار این سوال او میتواند یک ایده دیگر هم مطرح کند و بگوید که ساختار نوآوری[1] هم از کشوری به کشور دیگر و از صنعتی به صنعت دیگر متفاوت است.منظوراز ساختار نوآوری یبیشترویژگی های مربوط به پراکنش نوآوری در سطح جغرافیایی یا سازمانی است. اگر این بحث برایتان جالب است بدانید و آگاه باشید که شما به سیستمهای نوآوری[2] علاقه دارید. اگر از وجود چنین زمینه تحقیقی خبر ندارید به این لینکها نگاهی بیندازید. روزهای بعد در مورد انواع سیستمهای نوآوری و ویژگی های هر کدام از آنها خواهم نوشت.
1- innovation structure
2- innovation systems

Friday, April 07, 2006

سرآغاز

سلام
این اولین یادداشت من در این وبلاگ است. اگر تنبلی اجازه بدهد، اینجا می خواهم راجع به مدیریت و سازمان و بویژه در مورد نوآوری بنویسم. دوست دارم اینجا به یک اتاق تبادل نظر برای دانشجویان مدیریت و اقتصاد تبدیل شود. حالا چقدر این آرزو شدنیست بستگی به خیلی چیزها دارد. در پست بعدی می خواهم راجع به سیستم های نوآوری بنویسم. فردا یا پس فردا. تلاش خواهم کرد هر هفته یک مطلب داشته باشم. پس تا بعد