Friday, April 27, 2007

اندازه گیری نوآوری- یکم

اندازه گیری نوآوری در پژوهش های مربوط به آن همواره بحث انگیز بوده است. حقیقت این است که همیشه می توان نتایج این پژوهش ها را با انگشت نهادن بر سنجه های مورد استفاده برای نوآوری زیر سوال برد. رایج ترین سنجه اندازه گیری نوآوری در پژوهشهای امروزی گواهینامه نوآوری (1) است که توسط سازمانهای بزرگی چون اداره ثبت نوآوری اروپا (2) یا اداره ثبت نوآوری و مارکهای تجاری آمریکا (3)صادر می شود. برتری این سنجه بر سنجه های دیگر در آسان به دست آمدن آن است. داده های مربوط به هر گواهینامه نوآوری را به آسانی و رایگان می توان در اینترنت یافته و ذخیره نمود. البته جمع آوری و دسته بندی انبوه گواهینامه ها که در چهار گوشه جهان ثبت می شود کار ساده ای نیست و پژوهشگران چاره ای جز پرداخت پول و دریافت داده های آماده و دسته بندی شده ندارند. با این همه این داده ها هنوز هم ارزانترین و گسترده ترین داده ها برای اندازه گیری نوآوری هستند. آیا گواهینامه نوآوری بهترین سنجه نوآوری است؟ شاید، اما این سنجه ایرادهای فراوانی دارد. یکم این که بسیاری از نوآوری ها هیچگاه ثبت نمی شوند. دوم این که بسیاری از گواهینامه های نوآوری هرگز تجاری نمی شوند (به تولید نمی رسند). سوم این که گواهینامه نوآوری وزن فنی و تجاری آن را نمی رساند. و در آخر این که گاهی فاصله درخواست تا صدور گواهینامه از سه سال فراتر می رود
خوب این از سنجه اول و ایرادهایش. باقی بماند برای پست آینده
1-Patent
2-European Patent Office
3-United States Patent and Trademark Office

Wednesday, April 18, 2007

چرخه زندگی فن آوری

نظریه چرخه زندگی فن آوری در سالهای آغازین دهه نود از دانشکده های بازرگانی بیرون آمده است اما امروزه حتی اقتصاددانان نیز این نظریه را به فراوانی وام می گیرند و مورد استفاده قرار می دهند. چکیده این نظریه این است که پدید آمدن فن آوری نو در یک بازار ساختار آن بازار را به هم می ریزد. باید در نظر داشت که فن آوری نوتنها یک کالای نو یا یک روش نو نیست بلکه پدیده ای است که بخش بزرگی از مهارتهای موجود در بازار را از کارآیی می اندازد. این کارکرد فن آوری نو مزیت رقابتی سازمانهای بزرگ و کارکشته را برباد می دهد و آنها را در برابر سازمانهای کوچک و تازه کار بی دفاع می کند. تازه بودن فن آوری و نبود سلیقه یکسان در بازار ورود و خروج سازمان ها را به بازار افزایش می دهد اما آرام آرام استانداردها و سلیقه های یکسان از راه می رسند وزمینه انباشت دانش و صرفه جویی در مقیاس فراهم می آید. تمرکز به بازار بر می گردد و ورود به بازار برای تازه کارها دشوار می شود. هزینه نوآوری افزایش می یابد و نوآوری های ساختار شکن جای خود را به نوآوری های بهبودگرا می دهند(1). کتاب یکی از پیشنهاد دهندگان ای نظریه را این جا می توانید ببینید
2-Radical vs Incremental Innovation

Monday, April 09, 2007

تقاضا و نوآوری

تقاضا بر نوآوری اثری دوگانه دارد. از یک سو می توان ازاثر مستقیم تقاضا بر افزایش فروش و پیرو آن افزایش احتمالی بودجه پژوهشی سازمان سخن گفت و از دیگرسو می توان از آن تعریفی کیفی ارایه داد. این تعریف کیفی در دیدگاه کارآفرینی گرایش خریدار به آزمودن کالای جدید است. این گرایش در همه بخش های صنعت یکی نیست. این گرایش گاهی در بین گروه های مختلف از خریداران یک کالا هم یکی نیست. برای بررسی اثر این گرایش بر نوآوری امروزه از مدلهای همزیستی تاریخی* (دوستی تاریخی یا همراهی دوستانه، اگر معنی بهتری سراغ دارید خبرم کنید) استفاده می شود. این مدلها اثر هم زمان گرایش به کالاهای نورسیده و گرایش به کالاهای آزموده شده را بر مدلهای نوآوری بررسی می کنند. یک نمونه از کاربرد این مدل ها را در صنعت رایانه می توانید این جا ببینید
*History-Friendly model