Wednesday, June 06, 2007

دانش ونوآوری

شما می توانید نوآوری را آفرینش دانش نو یا نتیجه احتمالی آن بدانید. گفتگوی ما در اینجا درباره ماهیت این رابطه نیست بلکه در پی بررسی اثر ویژگی های دانش بر ویژگی های نوآوری هستیم. اگر از این جمله چیزی سر در نیاوردید به گیرنده های خود دست نزنید، ایراد از فرستنده است
کسانی که در زمینه نوآوری سازمانی کار می کنند بیشتر با فرآیند جابجایی دانش سر و کار دارند. از نظر آنان این فرآیند می تواند بسیاری از پیچیدگی های نوآوری را در سازمان ها و بخش های گوناگون اقتصادی توضیح دهد. دانش ویژگی هایی دارد که اندازه جابجایی آن را در سطح صنعت یا یک محدوده جغرافیایی تعیین می کنند. این ویژگیها را در پست مربوط به سیستم های بخشی نوآوری نام بردم. می توان این ویژگی ها را به دو دسته تقسیم کرد: ویژگی های درونی دانش و ویژگی های بیرونی دانش. ویژگی ها درونی دانش درجه پیچیدگی، درجه وابستگی، درجه ابهام و اندازه خاص بودن داانش را در برمی گیرد1. ویژگی های بیرونی دانش نیز از این قرارند: حفاظت پذیری، انباشت پذیری و فرصت پذیری2. من تلاش می کنم در پستهای بعدی تک تک این ویژگی ها و ارتباط آنها را با نوآوری توضیح دهم
پس تا پست بعدی
1-degree of complexity, degree of dependence, degree of tacitness and generic vs specific
2-appropriablity conditions, cumulativeness and opportunity conditions

Sunday, May 27, 2007

اندازه گیری نوآوری- چهارم

آخرین سنجه ای که پژوهشگران برای نوآوری به کار می برند نظر متخصصین هر بخش صنعتی است. این نظر می تواند در یک نشریه تخصصی بیان شده یا از راه نظر سنجی بدست آمده باشد. این سنجه اگر چه تا حدی کیفی است اما پژوهشها نشان داده است که گاهی کارآمد ترین سنجه نوآوری است. باید پذیرفت که از این سنجه در نمونه های بزرگ نمی توان استفاده کرد، هزینه بر است و به دلیل نا همگونی دیدگاه های شخصی در باره نوآوری، گاهی همگنی اش آسیب می بیند. شاید پژوهشهای موردی بهترین جایگاه برای استفاده از این سنجه باشد
خوب این هم از آخرین سنجه، از پست بعد درباره دانش و نوآوری می نویسم

Wednesday, May 16, 2007

اندازه گیری نوآوری- سوم

راه سوم برای اندازه گیری نوآوری پرسش مستقیم از سازمان است. سنجه ای که این روش به دست می دهد می تواند کمی یا کیفی باشد. در پرسشنامه هایی که تهیه می شود می توان از نوآور بودن یا نبودن سازمان، تعداد نوآوری، اهمیت نوآوری برای سازمان و بازار، انگیزاننده ها و باز دارنده های نوآوری و هزینه پژوهش سازمان پرسید. این روش می تواند برخی کمبود های دو سنجه پیشین را جبران کند. می توان امید داشت که در این روش هیچ نوآوری از قلم نمی افتد. همیچنین این روش می تواند اطلاعات بیشتری از سازمان و نوآوریش در اختیار پژوهشگر قرار دهد. اما این روش هم به دور از ایراد نیست. نخستین ایراد این روش هزینه بر بودن آن است. ایراد دومش همگن نبودن سنجه های بدست آمده است. دیدگاه سازمان ها به نوآوری همسان نیست و این می تواند همگن بودن پاسخ ها را به هم بزند. سومین ایراد به ناکارآمدی پرسشنامه بر می گردد. سازمان ها معمولا از پاسخ دادن به پرسشنامه های این چنینی سر باز می زنند و یا به همه پرسش ها پاسخ نمی دهند. در برخی از کشورها قوانینی به تصویب رسیده است که سازمان ها را موظف به پاسخگویی به چنین پرسشنامه هایی می کند و در مقابل پژوهشگران را موظف به سری نگه داشتن پاسخ ها می داند

Sunday, May 06, 2007

اندازه گیری نوآوری- دوم

سنجه دوم که پس از گواهینامه نوآوری بیشترین کاربرد را در اندازه گیری نوآوری دارد بودجه پژوهشی سازمان است. ناگفته پیداست که بودجه پژوهشی (یا همان هزینه تحقیق و توسعه) ستاده فرآیند نوآوری نیست اما می تواند نشان دهنده گرایش سازمان به نوآوری باشد. این سنجه می تواند نوآوری هایی را که ثبت نمی شوند پوشش دهد. سازمانهایی که وارد بورس می شوند باید بودجه پژوهشی خود را گزارش دهند و این، دسترسی به آن را برای پژوهشگران آسان می کند. اما ایرادهایی که بر این سنجه می توان گرفت کم نیستند. یکم این که سازمان ها از گزارش دادن این بودجه رویگردانند. آنها نمی خواهند گرایش های راهبردی شان در بازار رو شود. دوم این که بسیاری از نوآوری ها نتیجه بودجه پژوهشی نیستند و این سنجه توان پوشش دادن آنها را ندارد. ایراد سومی که می توان شمرد چشم بستن این سنجه بر کارایی بودجه پژوهشی است. پژوهش ها نشان دهنده رابطه تنگاتنگی بین اندازه سازمان و بودجه پژوهشی آن است اما چنین رابطه ای بین اندازه سازمان و تعداد گواهینامه نوآوری برقرار نیست. بخشی از این ناهمخوانی را می توان به کارایی بودجه پژوهشی نسبت داد
خوب این هم سنجه دوم و این پست، تا پستی دیگر و سنجه ای دیگر بدرود

Friday, April 27, 2007

اندازه گیری نوآوری- یکم

اندازه گیری نوآوری در پژوهش های مربوط به آن همواره بحث انگیز بوده است. حقیقت این است که همیشه می توان نتایج این پژوهش ها را با انگشت نهادن بر سنجه های مورد استفاده برای نوآوری زیر سوال برد. رایج ترین سنجه اندازه گیری نوآوری در پژوهشهای امروزی گواهینامه نوآوری (1) است که توسط سازمانهای بزرگی چون اداره ثبت نوآوری اروپا (2) یا اداره ثبت نوآوری و مارکهای تجاری آمریکا (3)صادر می شود. برتری این سنجه بر سنجه های دیگر در آسان به دست آمدن آن است. داده های مربوط به هر گواهینامه نوآوری را به آسانی و رایگان می توان در اینترنت یافته و ذخیره نمود. البته جمع آوری و دسته بندی انبوه گواهینامه ها که در چهار گوشه جهان ثبت می شود کار ساده ای نیست و پژوهشگران چاره ای جز پرداخت پول و دریافت داده های آماده و دسته بندی شده ندارند. با این همه این داده ها هنوز هم ارزانترین و گسترده ترین داده ها برای اندازه گیری نوآوری هستند. آیا گواهینامه نوآوری بهترین سنجه نوآوری است؟ شاید، اما این سنجه ایرادهای فراوانی دارد. یکم این که بسیاری از نوآوری ها هیچگاه ثبت نمی شوند. دوم این که بسیاری از گواهینامه های نوآوری هرگز تجاری نمی شوند (به تولید نمی رسند). سوم این که گواهینامه نوآوری وزن فنی و تجاری آن را نمی رساند. و در آخر این که گاهی فاصله درخواست تا صدور گواهینامه از سه سال فراتر می رود
خوب این از سنجه اول و ایرادهایش. باقی بماند برای پست آینده
1-Patent
2-European Patent Office
3-United States Patent and Trademark Office

Wednesday, April 18, 2007

چرخه زندگی فن آوری

نظریه چرخه زندگی فن آوری در سالهای آغازین دهه نود از دانشکده های بازرگانی بیرون آمده است اما امروزه حتی اقتصاددانان نیز این نظریه را به فراوانی وام می گیرند و مورد استفاده قرار می دهند. چکیده این نظریه این است که پدید آمدن فن آوری نو در یک بازار ساختار آن بازار را به هم می ریزد. باید در نظر داشت که فن آوری نوتنها یک کالای نو یا یک روش نو نیست بلکه پدیده ای است که بخش بزرگی از مهارتهای موجود در بازار را از کارآیی می اندازد. این کارکرد فن آوری نو مزیت رقابتی سازمانهای بزرگ و کارکشته را برباد می دهد و آنها را در برابر سازمانهای کوچک و تازه کار بی دفاع می کند. تازه بودن فن آوری و نبود سلیقه یکسان در بازار ورود و خروج سازمان ها را به بازار افزایش می دهد اما آرام آرام استانداردها و سلیقه های یکسان از راه می رسند وزمینه انباشت دانش و صرفه جویی در مقیاس فراهم می آید. تمرکز به بازار بر می گردد و ورود به بازار برای تازه کارها دشوار می شود. هزینه نوآوری افزایش می یابد و نوآوری های ساختار شکن جای خود را به نوآوری های بهبودگرا می دهند(1). کتاب یکی از پیشنهاد دهندگان ای نظریه را این جا می توانید ببینید
2-Radical vs Incremental Innovation

Monday, April 09, 2007

تقاضا و نوآوری

تقاضا بر نوآوری اثری دوگانه دارد. از یک سو می توان ازاثر مستقیم تقاضا بر افزایش فروش و پیرو آن افزایش احتمالی بودجه پژوهشی سازمان سخن گفت و از دیگرسو می توان از آن تعریفی کیفی ارایه داد. این تعریف کیفی در دیدگاه کارآفرینی گرایش خریدار به آزمودن کالای جدید است. این گرایش در همه بخش های صنعت یکی نیست. این گرایش گاهی در بین گروه های مختلف از خریداران یک کالا هم یکی نیست. برای بررسی اثر این گرایش بر نوآوری امروزه از مدلهای همزیستی تاریخی* (دوستی تاریخی یا همراهی دوستانه، اگر معنی بهتری سراغ دارید خبرم کنید) استفاده می شود. این مدلها اثر هم زمان گرایش به کالاهای نورسیده و گرایش به کالاهای آزموده شده را بر مدلهای نوآوری بررسی می کنند. یک نمونه از کاربرد این مدل ها را در صنعت رایانه می توانید این جا ببینید
*History-Friendly model